![]() |
![]() |
|
|
سلام قربون شکلای ماهتون برم.....
سلام فرزانه جون...سلام نوید...سلام امین...سلام مهدی...سلام ترانه...سلام غزل... واااااااااااااای سلام به همتون نمیدونین چقد دلم واستون تنگیده بود.... شما راست میگین....دوباره شروع میکنیم....با کمک هم...به شرط اینکه قول بدین تنهام نذارین منتظر نظرتون هستم....آپ میکنم حتما تقدیم به همتون...دوستون دارم...پریسا
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 23:40 توسط پریسا |
|
|
سلام....اگه دوست دارين به آخرين در دل من گوش كنين.....اين آخرين پستي كه
ميذارم.....خوب و بد حلالم كنين آره من همون پريسام.... هموني كه 28/8/70 توي يه روز پاييزي به دنيا اومد, همون ني ني كه هزار نفر منتظر ديدنش بودن امروز دلش خيلي گرفته....
همون دختري كه در عين آروم بودنش يه دنيا حرف تو دلشه همون مهربوني كه ....
از اول زندگيش يه اسم رو لبش بوده (خدا). خدايي كه خيلي دوسش داره خدايي كه تنها همدم تنهايياش
خدايي كه ديگه خسته شده بس كه خدا خدا كرده ولي هيچ وقت به روش نياورده
خدايي كه هيچ وقت ترس جدايي ازش نداره...خدايي كه هيچ وقت بهش نميگه دوستت ندارم...!
همدمي كه دلش اونقدر بزرگه كه يه جايي گوشه دلش واسه پريساش داره آره....همون دختر مغروري كه هيچ كس و به دلش راه نميده اوني كه هيچ وقت دل نمي بنده.....چون ميترسه دل بكنه آره من همون پريسام...... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 10:55 توسط پریسا |
|
|
شاعر و فرشته اي با هم دوست شدند.فرشته پري به شاعر داد و شاعر ،
شعري به فرشته. شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت شعرهایش
بوي آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق
گرفت. خدا گفت : ديگر تمام شد.ديگر زندگي براي هر دوتان دشوار میشود
زيرا :
شاعري که بوي آسمان را بشنود، زمين برايش کوچک است و فرشته اي که
مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ.......!
(واسم دعا کنین )
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 14:38 توسط پریسا |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 14:7 توسط پریسا |
|
|
دوباره شب و تنهایی.......دلم هواتو کرده همه وجودم از عشق.......هوای صداتو کرده دوباره من و یه خونه.....پر از عطر حضورت خالیه جای تو اینجا.......میزنه نبض عبورت |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 18:49 توسط پریسا |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 14:50 توسط پریسا |
|
|
سلام دوستای گلم...ممنونم که تا الان با نظرای خوبتون منو تنها نذاشتین...به خاطر اینکه
چندتا از دوستای گلم خواسته بودن که من یه مطلب که خودم اونو گفتم بذارم حرفشونو زمین نمیندازم
خسته ام از عشق نوشتن.... اگر نیز گهگاهی می نویسم به خاطر وجود تواست نازنینم.... اگر عشق برایم ذره ای معنا دارد و اگر ذره ای از احساس آن در وجودم باقی مانده است به خاطر وجود توست بهترینم.... مینویسم از تو که بهترینی از تو که لایق ترینی مینویسم تا بخوانی و به خودت افتخار کنی.... افتخار کنی که کسی مانند تو نیست! ای اولین و آخرین عشق در دنیا تو را میپرستم و دیوانه وار دوستت دارم...!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 22:52 توسط پریسا |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 14:10 توسط پریسا |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 20:26 توسط پریسا |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم آذر 1385ساعت 22:47 توسط پریسا |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 14:3 توسط پریسا |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 17:39 توسط پریسا |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 17:13 توسط پریسا |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 13:6 توسط پریسا |
|
|
مي دانم لازم نيست معني رود را بدانم تا بتوانم گريه
كنم...! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 19:47 توسط پریسا |
|
|
ولي روزگار ما هميشه عادتش اينه خوبا رو كنار هم ميذاره بعدم مي چينه
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 12:10 توسط پریسا |
|
|
هر صبح طلوعي ديگر است بر انتظار فرداهاي من... قاصدك خوش خبرم...روزهاست كه نيامده خواهم ماند تنها در انتظار تو... چرا در برگ تنهاييم برايت نوشتم نمي دانم؟؟ روزي خواهي آمد... مي دانم...! |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم آبان 1385ساعت 23:2 توسط پریسا |
|
|
رسم زندگي اين است: روزي كسي را دوست داري و روز بعد تنهايي, به همين سادگي...! او رفته است و همه چيز تمام شده...مثل يك مهماني كه به پايان مي رسد. و تو به حال خود رها مي شوي. چرا غمكيني؟؟؟؟؟ اين رسم زندگيست... پس تنها آواز بخوان |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 23:40 توسط پریسا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
انتظار خبری نیست مرا نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری
برو انجا که تورا منتظرند برو انجا که بود چشمی و گوشی با کس قاصدک در دل من همه کورند و کرند نظر یادتون نره |
| پیوندهای روزانه |
|
فراز جون مرضیه جون فرزانه جون آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
|
RSS
|